شایداین آخرین زمستان غیبت باشد.
وقتی زمستان دارد میرود،احساس میکنم که دعای گنجشک هابه خدارسیده است.
دعای کبوترها،پرستوها وحتی درختان.آن هادرزمستان خیلی سختی کشیده اند.
وقتی میبینم پرنده ای آواز زمستانی میخواند،احساس میکنم ناراحتی اش رابه خدا اعلام میکند؛ناراحتی اش را از طولانی شدن زمستان وسرما.
وقتی زمستان طبیعت دارد میرود،احساس میکنم ما هم باید برای رفتن زمستان دلمان دعا کنیم.
زمستانی که خیلی طولانی شده است؛زمستانی مه ده ها قرن طول کشیده است.
هر چه زمستان به پایان خودش نزدیک تر می شود،داغ دل تازه تر می شود، اگرامسال هم بهار آمد وبهاردل ها نیامد چکار کنیم؟؟
شاید دعا بهترین کاری باشد که خودمان را دلداری بدهیم؛ دعا برای رفتن رنج ها وغصه ها.
برای پایان یافتن زمستان غیبت،بیاید دعا کنیم مثل کبوترها،گنجشک ها ودرختان:خدایا پیامبر(ص)ما دیگر در بین ما نیست ولی امام زمان(عج)ما درغیبت قرار دارد.تعداد خوبان کم است ودشمنان زیادند.خیلی از آشوب ها وگمراهی ها می ترسیم...
ماآمده ایم از تو بخواهیم که این زمستان طولانی غیبت هر چه زودتر برود.دلمان لک زده است برای دیدار بهار ماندنی!خدایا او را برسان!